تبليغاتX
. . . . دریا اگر بمیرد

. . . . دریا اگر بمیرد

 

 

جنازه ی
کاغذ پاره ها را
در دهانم
مزه مزه میکنم
تا شعری شود
...
در خور چشمهایت
اما
نه!
این تتم
مدت هاست
که خاکستر شده است
 
 
 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

اجرای زنده ی گروه اتفاق پنج شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۰ رادیو جوان

با همکاری:

روزبه صباغ : سه تار

سامان نوری : کمانچه

حامد شمسی : بربط

آرش زرنیخی : تنبک

متین اسماعیلی : آواز

 

اجرای اثری از استاد حسین علیزاده

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

گیرم که تمام ساعت های جهان
نفس
در سینه حبس کردند
و نبض شمعدانی ها
در انزوای گلدان ها
پژمرد
با تو
 که همنشین
این همه
اشکی
بگو چه باید کرد؟

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

دریا اگر بمیرد

تابوتش را

روی شانه هایم خواهم گرفت

و تا خورشید

خواهم رفت

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

داود

دهانت را

مار بگزد

آواز

برای من

آب و نان نشد . . .

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

حق با تو بود

این حنجره

از همان ثانیه های اول

که چشمت

در من پیچکی شد

عصیانگر

شروع به پوسیدن کرد

 . . .

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

دفتر اول :

سی و دو حرف کافی نیست . . . .

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی


 

 

تو خالق منی

بی هیچ حرف پیش

بی هیچ قید و شرط

در من

تو آتشی

در من

تو آفتاب

در من تو بارشی

که به وقت سپیده دم

چون شبنمی مباح

لبان گیاه را

سیراب میکند

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

بهار

ماهی کوچک غمگین

هفت سین

همه ی چلچله ها

آسمان

شهر

زمین

من و خدا

چشمهامان همه خشکید به در

پس تو کی می آیی؟

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

در من حلول کرده ای

ای ماه

مهربان

هی فصل ؛ پشت فصل

باران و آفتاب

هی برگ ؛ برف ؛ صبر

عیسی باکره

در سینه ام

هنوز

آبستن تو است

در من

حلول کرده ای

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

تا کنون

بکارت هیچ شعری

بیهوده تباه نشده است

و

این شعر

همچنان ادامه دارد

 

 

                                         

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

پاییز

صدای چک چک

 ناودان

ابری که تنش را میچلاند

 بارانی که تمام شد

تقویم ورق خورد

دوشنبه

 چهار و چهل وشش دقیقه ی بامداد

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

پایت را که زمین میگذاری

چیزی به جز واژه ندارم

که قربانی ات کنم

قربانت شوم

نوک این قلم آنقدر کند شده است

که دیگر سر هیچ واژه ای را نمی برد

سی دو حرف کافی نیست

من

تمام واژه های جهان را

برای تو

سر خواهم برید

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

پدر بزرگ

پندهایت را

برای خودت نگه دار!

این نسل سوخته

مرهم بیشتر به کارش می آید

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

تو از آن روز

که کبوترانم!

 راهشان را

در باد

 گم کرده اند

دیگر

 هیچ

نامه ای

در شمینه ات

 نسوخته است

 

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

جهنم که می گویند اینجاست

اتاق کوچک تنهایی همیشگی من!

با دیوارهایی که هر روز از من بزرگتر می شوند

دیگر باید فکری برای رفتن کنم

خواب

خواب

خواب

ای آشنای دیرینه ی من

چه زود فراموش کردی مرا!

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

به سیاهی می اندیشم

و تصویر پرنده ای در عمیق ترین غار های جهان

به کتیبه ای در لور پاریس

و به تو!

این نهایت دل خوشی من است. . .!

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

با چشم های بسته

جهان دروغ بزرگی بیش نیست

ماه

خورشید

زمین

رنج

سلول های خاکستری

سکوت کن

و اندکی به آفتاب بگو نه!

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

 

ماه

از رگهای پوسیده ی درختان بالا میرود

و به لانه ی کلاغ ها پناه میبرد

خورشید

مصلوب شده در انزوای سیاه خویش

با دو دست ملتمس

غروب میکند

و باران زمان زیادی است

که از یادمان برده

نمی بارد دیگر

شاید به همین دلیل ساده

باغ بهانه ای برای رویش

گنجشک بهانه ای برای زایش

رود بهانه ای برای رفتن

و من بهانه ای برای عشق نداریم

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

سکوت میکنم

و درد

دارد از مردمک چشمانم سرریز می شود

هرگز گمام نمی بردم

تبدیل شوم

به آتشفشانی

متحرک

فوران کرده اند

یاخته هایم

در من

و از درون

متروک  شده ام

سکوت می کنم

و درد دارد سر ریز می شود

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

پاییز

بغضهایش را پشت پنجره ی اتاقم

و ابر

 سایه هایش را

در من بارید

و تو

دستهایت را

در من بتکان و جهان را بلرزان

دیگر

 باید نامم را

ثبت کنم

من عمیق ترین  دریاچه ی زمینم

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

راهی مانده که نرفته باشم؟

آه اگر بالهایم را نچیده بودند

به تقاص سجد ه ای که روا نداشت

ابلیس...!!!

آسمان را غرق چشمانت می کردم

اینجا تمام راهها به تو ختم میشوند

و به نامت ثبت میگردند

تا بر گردی...

و دستی به سر و روی باغچه ها بکشی

حتی دیگر شعر ها روی میگردانند

از من

وقتی سراغ تو را میگیرم

چگونه میتوان فراموشت کرد؟

وقتی با شهوت بی پایان هر قطره ی باران

که زمین را در آغوش میکشد

نام تو تکرار میشود

چگونه؟

وقتی ضربان قلب من

حضور تو را میزند فریاد

میدانم

روزی که برگردی

آفتاب را...

که در صندوقچه ی کهنه ی مادر بزرگ

خاک میخورد

به آسمان می بخشی 

و رایحه ی صورتی رویش را

بین همه ی باغچه ها تقسیم میکنی

و نامت را

به من...

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

بازگشتی نیست...

گویا زمین برای همیشه سقوط کرده است

و شب و روز شمارش معکوسی هستند  

که هرگز تمام نمیشوند

تا تو برگردی...

و نگاه عبوس پنجره ها را

به خنده وا داری

و مرا که در اشتیاق تو می سوزم

دیوانه وار...

دوست بداری

بازگشتی نیست می دانم

شاید این آخرین بار باشد

که دهانم را با نام تو غسل میدهم

و خونم را در سفیدی کاغذ در می آمیزم

چه اهمیت دارد اما

بازگشتی باشد

یا بازگشتی نباشد

برای تو؟

تا آن زمان نه خونی باقی مانده

نه کاغذ سفیدی

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

 

نه قاصدکی در باد

نه شعری در باران

نه کبوتری در افق

نمی تواند تسکین دردی باشد

که به سینه ام سنجاق کرده ای

موریانه ها سر انگشتانم را جویده اند

کابوس ها

 به تمام خواب هایم تجاوز میکنند

فرشته های برهنه از سر و کولم بالا میروند

و روی شانه هایم سنگینی میکنند

دست هایم اما آنقدر کوتاه شده اند

که دیگر به شانه ام نمی رسند

تا تو را

و فرشته ها یت را

از رویشان بتکانم

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

گلوله

آتش

خون

صدای مرا میشنوی؟!

منم ؛ انسان ؛ اشرف مخلوقات

به یاد می آوری مرا؟

من از هیچ فریادی با تو سخن میگویم

به بلندای تاریخ

که چون  فاحشه ای مغلوبش شده ام

می شناسی ام؟

منم قابیل!

برادرانم سینه ی خواهرانم را دریدند

و از پستان هایشان خون نوشیدند

برادرانم به من زهر خوراندند

و همچنان که تو را بالا می آوردند

طناب بر گردن مادرانم می انداختند

و کمر پدرانم را می شکستند

به جا می آوری مرا؟

چه فراموشی عمیقی گرفته ای

منم

انسان

 اشرف مخلوقات...!

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

اصلا بیا همه چیز را فراموش کنیم

نبض پوسیده ی درخت را

سینه ی آغشته به خون دیوار را

جای دندانهایت را

سیب دخترک همسایه را

شب را...!

روز را...!

مرا ...!

تو را...!

خدا را ...!

اصلا هر چه تو بگویی را...!

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

به  خنده خانه ای می ماند دنیا

بزرگ...!

و انسان که هر لحظه

آبستن آرزوهایش میشود

رنج می زاید

مرگ می آفریند

و انسان بالا می آورد

خدا اما...!

در آرامشی تلخ

نشسته بر دهانه ی چاهی

انتظار صدایی را می کشد

و من

از رنجی سرشار

فریاد میزنم

آه من چقدر خوشبختم. . . !

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

پرواز ممنوع...!

گنجشک ممنوع...!

آسمان ممنوع...!

گنجشک ها را

 از روی تمام شاخه ها جمع کنید

و به سطل زباله بریزد

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

چه می خواهند از جانم

این پتیاره ابرهای سیاه هرزه گرد؟

که می بارند در من!

تمام هستیشان را

و من که تمام سرگردانی ام را

احمقانه

دیوانه وار

دخیل میبندم

بر خشکیده درختان قدیسه نما

که ریشه هایشان ارث پدرانم

و حاصل . . .  مادرانم اند

ابلیس

بیدار شو

من از دامن پاییز پس افتادم

روی دستهای خاکستری تو

در رگهایم خون توحش جاریست

من گناهکار طبیعی ام

من زیاد میبینم

زیاد میشنوم

زیاد میدانم

اصلا من زیادی ام

بیدار شو

و انسانیتم را به گند بکش

ابلیس

 هم خون من

دهانم را ببوس

و بگو جهنم

خانه ام کجاست؟

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


 

 

ببین چقدر آب رفته ام

که دستم

به هیچ دامانی

به هیچ ضریحی

و به هیچ خدایی نمی رسد

من قرار بود خدا متولد شوم

اما

به دستان تو افتادم و آدم شدم

ببین چقدر آب رفته ام

که زمین سیراب شده

از حضور من

و تن عریان پلکان ها

هم آغوشیم را

نفس میکشند

 

 

+ نوشته شده در توسط متین اسماعیلی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

متین اسماعیلی


.شاعر

.کارشناس رشته ی نمایش - بازیگری

.عضو آکادمی سربازان صلح جهانی

.فراگیری باله و پانتومیم نزد حامد نصرآبادیان

.فراگیری آواز ایرانی نزد محسن کرامتی ؛ عباس آذر ؛ صدیق تعریف

.فراگیری ساز کمانچه نزد اردشیر کامکار ؛ سامر حبیبی ؛ علیرضا مهدیزاده ؛ حمید فرتاش

.فراگیری ساز ویلنسل نزد محسن تویسرکانی


صفحه نخست
پروفایل
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اسفند 1390

آذر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
تیر 1389
اسفند 1388
آبان 1388



پیوندها

خسرو آواز ایران استاد شجریان
استاد محسن کرامتی
استاد حسین علیزاده
استاد کیهان کلهر
گروه کامکار ها
کمال شفیعی
شاهین فرهت
همایون شجریان
شهرام ناظری
بانو پریسا
روجا
استاد حمید متبسم
کیهان کلهر آرشه بر قلب خود می کشد
موسیقی هنری ایران
گروه موسیقی آئینه
نوید دهقان
موسیقی ما
خبر آنلاین
شعر ایران
شعر جهان
شعر نو
شعر جوان
علی ثابت قدم
میثم نبی
کمانچه
سفر در حجم زمان
نیما یوشیج
میرامیر
ویدا
آرش تنهایی
تحریر
برای کسی نزدیک
بزرگان موسیقی سنتی ایران
تئاتر سوم
محمد کریم زادگان
رضا مهدوی هزاوه
گناه اصلی
محمد محجوبی
امیر حسین دانشور
حميد رضوي
محمد صالح اعلاء
شمس لنگرودی
جواد چوبداری
مهدیار دلکش
یک فنجان قهو ه تلخ
محمد صارمی شهاب
یاسی
دل برگ ها
برای کسی نزدیک . . .
نقاش باشی
سه تار
دادائیسم هنری یک مدعی . . .
بیشه عشق
عبور از شب
پژواک باران
خورشید شب
رستوران
خانم نوروزی
پارس پت شاپ
آموزشگاه موسیقی چهارباغ
سارینا
آواز ایرانی
محمد غریب
فاطمه عبدل
خانم الهام پاوه نژاد
خانم شیوا بلوریان
اشعار یک گمنام . . .
هنر ایرانی ؛ حس نو
آموزشگاه موسیقی ترانه
غزل
گلهای رنگارنگ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


کد شمارش معکوس سال نو

www.shereno.com www.shereno.com